براوردهای خوش بینانه نشان می دهند که دست کم بیست درصد از دانش آموزان در یادگیری وتحصیل مشکل دارند.از این تعداد درصد قابل توجهی دارای اختلال یا ناتوانی یادگیری هستند. در چند دهه ی اخیرنیز به تعداد این دانش آموزان اضافه شده است .اگر چه ، در طول سالیان گذشته این دانش آموزان را به عنوان آسیب مغزی ،نارساخوان ،اختلال های ادراکی وحتی کندآموز تلقی کرده اند،ولی امروزه شناخت ودرک بهتری از ناتوانیهای یادگیری حاصل شده است ،به ترتیبی که تاکید اصلی به سمت "بدکارکردی"دستگاه عصبی مرکزی ونیز ظهورزیر نوع های خاص تر وبیشتری از ناتوانیهای یادگیری (مانند ناتوانی یادگیری غیر کلامی)پیش رفته است .تاکید صاحب نظران براختلالهای یادگیری وکارکردهای اجرایی (مانند حافظه کاری،سازماندهی ،خودتنظیمی وبازداری)نیز به همین جهت گیری مربوط می شود.افزون براین، یکی ازمسا ئل مهم درکار با دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ،تشخیص افتراقی از سایر اختلال های رشدی مانند اختلال های رفتاری ،اختلال هماهنگی رشدی واختلال نارسایی توجه /بیش فعالی است. یکی از پیچیده ترین مراحل ارزیابی وسنجش نا توانی های یادگیری ،به تشخیص وتفکیک مشکلات هیجانی وبین فردی (در خانواده و مدرسه)مربوط می شود.
منبع :اختلال های یادگیری (دانیل پی.هالاهان/
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اين فضاي مجازي براي ارتباط با مشاوران مدارس ايجاد شده است